سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت خانوما پیش یه دختره نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم دختره کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. دختره گفت : ببخشید آقا 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، دختره بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!! ^_^
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 19 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبل