@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` نيومدي ، نيومدي ، نيومدي يه هفته خسته تر شدم / شكسته بودم و شكسته تر شدم / نيومدي و كوچمون كلافه شد / يه روز به نديدنت اضافه شد ......
#پسری#دختر زیبایی را دید و شیفته اش شد ، چند ساعتی با هم در خیابان قدم زدند ، که یک دفعه یک #بنز گران قیمت جلوی پاشون ترمز زد ، #دختر به #پسر گفت: خوش گذشت اما نمیتوانم به پیاده رفتن ادامه دَهم... سپس نشست تویِ ماشین راننده به او گفت: ببخشید من راننده #آقا هستم لطفاً پیاده شوید .......
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 19 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبل