دارم به #فردایی می اندیشم که #تویی در خود ندارد ... و به #امروزی که بی خیال #تو در خود فرو رفته ام .. دارم در این لحظه در عمق ِ گذشته ای غرق می شوم.. که #تو را دارد بگذار بمانم .. #سرد است اما #صرف دارد ..!
گیرم تمـــــــــــام این #دیـوارهای#مجازی را هم #عاشقانه نوشتم ... از این ستون تا آن ستون هیـــــــچ فرجی نخواهد شد ...!! وقتی که دلت بـــــــــرایم #تنگ نمیشود ..
سالها رفت وهنوز یک #نفر نیست که بپرسد از من که #تو از پنجره عشق چه ها میخواهی؟ .. صبح تا نیمه شب منتظری همه جامی نگری گاه ازرهگذران #خبر ِ گمشده ای می جویی../. راستی.... #گمشده-ات کیست؟ ..کجاست؟.. #صدفی دردریاست؟ .. #نوری از روزنه ی #فرداها ست؟.. یا... خداییست که از #روز ازل ناپیداست ..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل