رها
می دونی ؟ به روت نیاوردم...! از همان زمانی که به جای "تو" به "من" گفتی ؛"شما" فهمیدم پای "او" درمیان است...
رها
وقتی افتادی ریشه ات هنوز نفس می کشید و مشتی خاک اره کنارت بود هیچ وقت سرود پرنده ها را اینگونه غمگین ندیده بودم!
رها
ما سایه کدام فرهادیم که زندگی تیشهاش را از روی گلویمان بر نمیدارد آی اینجا که زخم گذاشتهای بیستون نیست...!!
رها
ماهی در بساط ماهی فروش دهانش را هی بازو بسته میکرد آ.. آ.. آ.. من نفهمیدم منظور ماهی آب بود یا آزادی !
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبل