صدایِ نغمه هایِ #باران از گلویِ کوچه می آید... هم آواز با پرندگانی که در باغچه ی #دلم سبز شده اند.... راستی بامداد که برسد برگ ریزان و #باران را لایِ یک کارت تبریک برایت خواهم فرستاد
بوسه ی باد خزونی...زیرگوش برگ #تنها...غرق بوسه های باد و...وحشت روزای #بی تو...میشه آواره ی کوچه...یادِ باد یادِ گذشته شاد باد...یاد روزایی که کوچه زیر سایه ی تنم بود مهربون درخت عاشق...سهم من از بوسه ی باد...همه زردی و تباهی مردن و رفتن از یادِ...
#آسمان رعدی زد /ابرها غریدند قطرات #باران ...نم نم باریدند.. بوی آب و کاهگل... تق تق شیروانی.... ناله ناودانی ...توی کوچه پیچید.. کاشکی #دلها نیز چون هوای کوچه پس از این باریدن بوی #ماندن میداد...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل