رها
اين روزها خبري نيست به جز... سير صعودي دلتنگي هاي من براي / تو/
رها
دِلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـ تا شایدْ فاصلــہ اے بین دِلَمْـــ و تنگے بیُفـــتدْ چــہ خیالــــِ خامے اینْ مَدار فاصلــہ مُـــوَربْ اَستْ چندے كــہ بگذردْ دوباره مے شَودْ : تَــــــنْـــــــــگے ِ دِلْ
رها
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم خواب مرا نمی برد تو را می آورد از میان فرسنگ ها فاصلهـ
رها
حـالــ دلـمــ خـوشــ نیستــــ؛ کســـی شـایــد نمــی فـهمــد! کســی شـایـد نمــی دانــد... کســی شـایـد نمــی گیــرد مــرا از دستـــ دلتنگـــی... تــو میخــوانـــــی؛ فـقـــط شعـــری و زیــر لبــــ آهستـــه مـی گویــی... عجبــــ احسـاســ زیبـایـــی... تـو همــ شـایــد نمـــی دانـــی...!
رها
در دنیا از ۳ آهنگ می هراسم: ۱ـ صدای کودکی از بی مادری ، ۲ ـ صدای مجرمی از بی گناهی ، ۳ - صدای عاشقی از جدایی . (کوروش کبیر)
رها
من غرورم را مدیون بارانم هنوز باران را سپاس که پنهان کرد اشک هایم را باران را سپاس که آبرویم را خرید تا نفهمند آدم ها که من از تنهایی نیست که قدم می زنم من زیر باران رفتم تا که آسوده خاطر ببارم بی آنکه بترسم از نگاه کسی…. به سلامتی باران که حفظ کرد غرورم را سر می کشم جام وفا را امشب....
رها
دلتنگی از نیمههای شب وقتی که تیکتاکِ عقربهها عمق تنهاییت را به رخ میکشند آغاز میشود
رها
دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است ساده می افتد ساده میشکند ساده میمیرد دل من تنها سخت میگرید! کاااش بعضیا می فهمیدن که جواب دوست دارم...فقط____________نیست!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبل