آنجا بر تن ِ تَــناور ِ #تبــدار ِ .. #نارون ِ پیر .. ابتدای نام من و #تو حک شده .../ به وقت آمدنت #چراغی میسپارم تـا ببینی داشته هـای #گـذشته-یمـان را .. !آخر عادت داری در #تاریکی میـای ..
ای مایهُ #امید ِ من ، ای تکیه گاه ِ #دور..! / هرگز مَـرَنــج از آنکه به #شعرم نهفته است... / شاید نبوده #قدرت آنم که در #سکوت .. احساس قلب ِ #کوچک خود را #نهان کنم. .
مرا همینطور #ساده دوست داشته باش .. / با #موهایی که #نوازش میخواهند و دستهایی که #نوازشت میکنند .. و #چشمهایی که دوست داشتنــی تریـنند بـرای مـن .. !
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 42 دقيقه قبل