بعضی ها اصن همین طورن . همیشه #یک-نفر رو میخوان که وقتی صُب از خواب بلند می شن واسه ی #خاطر اون از خواب بلند شن و #زندگی کنن . راه برن . #نفس بکشن . اگه خودشون #تنها باشن مدام خودشونو گوشه ی #اتاق قایم می کنن که مردم نفهمن اونا بیچاره و #تنهان و هیچ کَس رو ندارن ..
آدمیزاد #فراموشکاره . وقتی #درد داره ، قیل و داد می کُنه ، #داد می کشه و بعد #یادش می ره . درد که همیشه درد نمی مونه . یا #درمون می شه یا آدم بهش #اُنس می گیره ..
هر كدوم از ما يه #دُنيا حرف توی ِ وجودمون داريم ، هر كدوم هم دنيای #خاص خودمون رو داريم . اگه قرار باشه به حرف هايی كه می زنيم #معنی و بهايی رر بديم كه خودمون توی وجود خودمون مي فهميم ـش فقط ، چه طور ديگه می تونيم هم دیگه رو #درک كُنيم ؟.. در حالی كه اونهایی كه به حرف هامون گوش ميدن هم بی بُرو برگرد اون حرف ها را بنا به معنی و ارزشي كه برای خودشون داره #تعبير میكنن ، يعنی بنا به همون معنی و ارزشی كه به دنيای #درونی ِ خودشون مربوطه . ما فكر می كُنيم هم ديگه رو می فهميم .. در حالی كه هيچ وقت واقعاً نمی فهميم ..
#واقعيت مثل ی ِ كيسه میمونه ... #خالی كه باشه سرپا واینمیسته . برای اينكه سرپا نگه ش داری، اول بايد تمام دلايل و #احساساتی رو كه باعث موجوديت ش شده رو بريزی توش .
نمی توانم درک کنم که چطور #انسان زمانی #کسی را بیشتر از #جانش دوست داشته باشد و نتواند بدون #او زندگی و #خوشبختی را باور کند . بعد #روزی به زحمت بتواند آن همه #شیفتگی را به #یاد بیاورد ..!!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل