این ـهمـه #حسود بودم و نمے دانستم .../.بـه #چشم-ـهای آشنـا و پر آزار../.بـه آفتابے کـه فقـط تلاش گرم کردنِ #تو را دارد../.بـه تنهایے ام ../.بـه جهان ../.بـه خاطرهـ اے دور از #تو .../.
تمامـ ترس من این استـــ کـه مبـادا #عاشقتــــ شوم ../. مثل ماهـ کـه مے ترسید #عاشق برکـه اے شود ../.کـه آفتابـــ , پیش از او قولش را بـه ابــر دادهـ است ../.
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل