خوب برو سایت شعر نو به نام احمد رضایی شعرم رو بخون ببین چقدر طرفدار دارم !!! اما یه سالی میشه دیگه شعرام رو جایی نذاشتم الا دفترم ... چی فکر کردی درست ِ شیرین عقلم اما شعرم هم بلدم ...
مامانم #ژله سه رنگ درست کرده از صُب گُذاشته تو یخچـال دقیقـا توی ِ همون طبقه ای که تموم خوراکیـای ِ من ِ بدبخت هسـتش از #ماست-سون که خودم موسیر زدم بهش که خیر ِ سرم با چیپس با پدر بزنیم بر بدن تا #لواشکـای ِ زن عمو پَز و کولوچه ی #فومن.. لامصب نمیگیره که ژله هم ژله های قدیم سعی دارم تا وقتی بابام از سرکار میاد این مُشکل ِ #لاینحل رو خیلی #دیپلُمـاتیک حل کُنم با مامانم که بذاره برم سمت یخچال حتی
@رها گفتمش بی تو چه باید کردن؟ عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش مونس شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 3 ساعت و 38 دقيقه قبل