یه دیالوگ واسه 5 دقیقه پیش >>> کار ما با ارباب رجوعه. اونوقت دختره اومده میگه اسپیلت کلاسمون خاموشه. گفتم الان درستش میکنم شما بفرمائید سر کلاس. 5 دقیقه بعد رفتم دیدم دم در وایساده. میگه من کتاب خواستم از شما میتونم پیگیری کنم گفتم بله. آخه کتابها تخصصی هستن. بعدش میگه میتونم شمارتون رو داشته باشم؟؟؟ شماره اداره رو بهش دادم میگه شماره همراهتونو منظورمه. آخه شاید نتونم همیشه بیام تهران. هماهنگ کنیم برام بفرستین. بله دیگه. اینم قسمتی از دیالوگی که رد و بدل شد.
شنیدی کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کارت ویزیتم دارم ولی مربوط به ادارهآم نمیشه. بعدش لازم نیست ملت داشته باشن. همون دوستان داشته باشن کفایته
فقـط یه #آهنگ ِ تیتـراژ و مـتن هسـت که همیشه تا ته ش گوش میدم .. حتی اگه از جریان ِ خود ِ سریال چیزی ندونم .. اونم #عمـارت-سـراب ِ ، درسته #7 تا تِرک بیشتر نیست ولی #دُنیـای ِ برام .. : )
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبل