اَلبت امیر خان تو این قضیه #تقصیراتی نبود، نیگای #دختره ، عینهو دریبلُشوتای #سُلطان ، گُلش رَدخور نداشت، یهوقت میگفتن #علی-آقا رو یه دسمال کاغذی یازده تا بازیکن ِ #آبی رو هولولو.. : )) گاهی وقتا پیش میاد آدم نمیفهمه از #کُجاش خورده !!! ، وقتی علیآقا توپو چِسبوند به طور آبیا، من خودم پشت #دربازه واستاده بودم، #ناصر-خان اصن نفهمید توپ از #کُجاش رد شد #تو بِمیری...!!
پنجاه یورویی و ده یورویی را از کیفم بیرون می آورم و می گویم:
-میدانی که شصت یورو داده ای؟
-شصت یورو؟من خیال می کردم دو تا ده تایی ست
دو تا اسکناس را می دهم دستش. یک بار به پول نگاه میکند و یک بار به من. میخندد و میگوید:
-تو چقدر خری
من هم میخندم.چیزی در درونم آرام شده،یک جور شادی پنهان.
از خودم راضی ام. دوباره هر دو تا اسکناس را میدهد دستم و میگوید:
-حالا بیست یورو بردار
-باز که داری همان اشتباه را میکنی
بقیه پولش را میدهم. لبخند بر لب به خیابان و پیاده رو نگاه میکند دستش را میکشد روس سرم. پُکی به سیگار میزند، برمیگردد طرفِ من:
-تو آدم خوبی هستی،خوش به حالت.
و پیاده میشود و میرود. من راضی و خوشحال دوباره می افتم توی ترافیک غروب یک روز خیس و پاییزی برلین،دنبال پول
آدم های #بافرهنگ هميشه يک فرهنگ عقبن . اون ها #افكار نسل های قبل رو يدک می كشن ، سليقه ی #پيرها رو دارن . تو تماشاچی های ما ، از #دو نفر يكی شون بی سواده ، درسته اما اين بی سوادها هستن كه از چيزهای #جديد بدون پيش #داوری استقبال مي كنن ..!
سلام #پاییز : ) ، سلام پاییز تو باز هم آمدی ..؟ چه خوب . من مُشتاقت بودم ، راستی تابستان #گرم را به #سردی طی کردم نپرس چرا ..! میگویم نمیدانم اما حقیقتش اینجا #غمکده انسانهاست به سردی به #خشکی با قحطی #احساسات چه کنیم..؟! خوش که نمیگذرد فقط اینجا خوشیم که میگذرد!!!! راستی خوب کردی آمدی تو باشی میشود سردی احساسات را گردن تو انداخت راستی چه خبر از #زمستان ..؟
قانون ِ #صفر و #یک رو میدونی ..؟ صفر توی دُنیای دیجیتال نشونه ی اینکه هیچ #سیگنالی وجود نداره ، و حتی #برفکی و تار هم نمیشه سیگنال داشت. و یک هم به این معنی ِکه میتونی بی نهایت سیگنال دریافت کنی ؛ من هم توی دنیای #عشق و دوست داشتنم صفر و یک ـَـم . بعضی ها برام #یک هستن یعنی تمام وجودم رو #فداشون میکنم. اصلا اون میشه خود ِ #خودم ؛ میشه پاره تن ِ خودم ، ولی گاهی اوقات #روزگار من رو سنگ دل میکنه. اونوقته که میشم صفرِ صفر..!!
خداجون: به عشقی که توی دل آدمها گذاشتی قسم ، از صفر و جدایی متنفرم اما بعضی وقتها کاسه صبرم لبریز میشه و دنیا برام تنگ و تاریک میشه اون موقع هست که میخوام با بعضی ها صفرِ صفر باشم. خداجون حالم رو خوب کن
یادش بخیر محرم پارسال با بچه حزب اللهی ها دمای صبح زیر مهتابی سبز...بوی بدن خیس و عرق کرده....سنگین به سینت بزن!!!! شرق..شرق..شرق...بین الحرمین و حرم مولا حسین و...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل