#سربه-مُهر ساخته ی #هادی-مقدّم-دوست .. / اوّلین ساختهی فیلمنامهنویسِ جوانِ سینمای #ایران قرار بوده کُمدیای باشد دربارهی وضعیتِ دخترِ وبلاگنویسی که از سنّ ازدواجش گذشته و #شغلی هم ندارد و حالا به این #نتیجه میرسد که شاید اگر نماز بخواند و دعا کند خدا هم آرزویش را برآورده کند. بعدِ یکی دو نماز و دعا به شیوهی کاملاً #مخفی ، هم کار پیدا میشود هم #خواستگار و مسأله این است که رئیس همان خواستگار است و #دختر نمیتواند بهسادگی برایش توضیح بدهد که تازگیها نمازخوان شده. این ظاهراً همان رازِ سربهمُهریست که چیزی نمانده آیندهی دختر را خراب کند. بازیِ #لیلاحاتمی مثلِ بیشترِ فیلمهاش دیدنیست. نتیجهی کار؟ به دیدنش میارزد..
#کلاسِ-هنرپیشگی سـاخته ی #علیرضاداوودنژاد .. / یک فیلمِ #خانوادگیِ دیگر از داوودنژاد، اینبار در مُتل قو. وقتی زندگی به فیلم تبدیل میشود، یا وقتی صحنهی فیلم همان پشتِ صحنه است. فیلمسازیِ خانوادگی حالا دیگر به یکی تجربهها یا سرگرمیهای گاه و بیگاهِ داوودنژاد تبدیل شده و بعضی از این فیلمهای خانوادگی اتّفاقاً ٍبهترین فیلمهای کارنامهی او در این سالها هستند. اینبار از #اوّل تأکید میشود که آنچه پیش روی #تماشاگر است، چیزی جز فیلم نیست و اعضای خانواده نقشِ خودشان یا نقشی شبیه خودشان را بازی میکنند. یک داستانِ کاملاً خانوادگی و ادای #دینی به سینما. نتیجهی کار؟ باید دید..
#دهلیز ساخته ی #بهروز-شعیبی / فیلمی از نسلِ تازهی سینمای ایران. داستانی #شهری دربارهی #قصاص . داستانِ معلّمی که سر از #زندان درآورده و همسری که در جستوجوی راهیست برای نجاتِ او و پسرکی که تازه فهمیده #پدرش همهی این سالها را در زندان گذرانده. فیلمِ جذّابیست؛ امّا نیمهی اوّلِ فیلم بینهایت #کُند است. شاید اگر #کارگردان برای نمایش عمومی نیمهی اوّلِ فیلمش را از نو #تدوین کند دهلیز دیدنیتر شود. نتیجهی کار؟ به دیدنش میارزد.
#خسته-نباشید ساخته ی #محسن-قرایی / فیلمی #کوچک و جمعوجور از نسلِ تازهی سینمای #ایران و فیلمی از #رضا-میرکریمی بهعنوانِ تهیهکننده. داستانِ #زنی ایرانی و #شوهرِ کاناداییاش که در سفری به ایران و کرمان باید #تلخیِ از دست رفتنِ پسرشان را فراموش کنند. بخشِ اعظمِ فیلم به زبانِ انگلیسیست و دو بازیگرِ اصلی (غوغا بیات و جلال فاطمی) به همین زبان حرف میزنند و حرفهایشان روی پرده زیرنویس میشود. بخشهایی از فیلم #حقیقتاً دیدنیست؛ بانمک و #جذّاب. به دیدنش میارزد..
#حوضِ-نقّاشی ساخته ی #مازیار-میری / یک #ملودرامِ ایرانی دربارهی #زوجی که هر دو عقبماندهی ذهنیاند؛ یکی بیشتر و یکی کمتر. داستانِ #گرفتاریِ ناگهانیِ این زوج با پسرِ دبستانیشان و همهی گرفتاریهایی که بعد از این پیش میآید. فیلمِ دیگری از #منوچهر-محمّدی بهعنوانِ تهیهکننده. فیلمی که در بعضی #صحنه-ها اشکِ تماشاگرش را درمیآورد و در بعضی صحنهها میخنداندش. داستانی نسبتاً #متفاوت از تهرانِ این روزها با تکیه روی شخصیتهایی که معمولاً جایی در فیلمهای #ایرانی ندارند. نتیجهی کار؟ فوق العاده برای یک روز .
اشیاءازآنچه درآینه میبینیدبه شمانزدیکترند ساخته ی #نرگس-آبیار / یک داستانِ کاملاً #زنانه دربارهی زنی #ساده که سادگیاش هیچ ربطی به #تهرانِ این سالها ندارد و هیچکس جز خودش #معنای این سادگی را نمیفهمد. داستانِ جزئیاتِ زندگیِ زنی باردار که ویارِ خوردن دارد و برای جبرانِ کاری که کرده پا روی #اصولش میگذارد؛ دزدکی سر زدن به خانهی همسایه و زیر و رو کردنِ ظرفها. فیلم یادآورِ بخشهایی از #به-همین-سادگی ( #رضامیرکریمی )ست؛ با این تفاوتِ لیلاخانمِ این فیلم به رفتن فکر نمیکند؛ ماندن را ترجیح میدهد و در جستوجوی شادیهای #کوچک است. نتیجهی کار؟ به دیدنش میارزد.
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبل