سـارا صـدفی
قاصدک! کجاستی که نمیآیی؟ دلم گرفت ......سلام
masood
طوفان گرفت و وارد یک ماجرا شدیم با قایق شکستهء خود هم صدا شدیم هر لحظه بوی مرگ تلاشی نمی کینم چون موج در تلاطم دریا رها شدیم دریا زبان خواهش ما را نمی شنید ما با زبان اتشی اش اشنا شدیم این سر گذشت هر که پس از ما-که عاشق است این گونه است قصهء دریا که ما شدیم ان قایق شکسته به ساحل رسید و ما با دست های یخ زده از هم جدا شدیم
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 40 دقيقه قبل