می خواهم از #تو بنویسم برای تو که در تمام #لحظاتم وجود داری… #خنده-هایم برای توست با تو بودن مرا #شاد می کند… و بی تو بودن مرا #گریان … تو با من #هستی در حالی که در #کنارم نیستی… تو با منی چون در #قلب ِ منی ، قلبم را با #دنیا عوض نمی کنم… چون تو در آنی و من #تنها تو را دوست دارم…!
@سعیده / / اگر از #پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای به خاطر بیاور زیباترین #صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون #صبرت در برابر سیاهترین #شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی ..!
کدامین چشمه #آب سمی شده است که آب از آب می ترسد ..و حتی ذهن #ماهیگیر از #قلاب می ترسد گرفته دامن #شب را سکوتی آنچنان مبهم که #مژه از چشم و چشم از پلک و پلک از #خواب میترسد. . .
تا ماه #شب افروزم پشت این پرده ها نهان است .. #باران دیده ام همدم شبم یار آن چنان است .. #جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر بر نگردد .. ماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمانست .. #بـاران از غصه ام آگاهی ..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 36 دقيقه قبل