وقتي #خدا مي خواست #تو را بسازد، چه حال خوشي داشت، چه حوصله اي ! اين #موها ، اين #چشم-ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم../ سال بلوا - #عباس-معروفی
باران ٬ تلخی این روزهایت را بر تن برهنه ی کدام درخت می کوبی ؟! ضرب این تازیانه ها جز شکوفه های رنجور اثری بیش ندارد. تو می باری ٬ چشم ها هم می بارند .. و دست ها ٬ قلب ها ..
بارشی بی ثمر .. خاک داد میزند تا ریشه بیدار شود .. و تو بی خود جان می دهی بر سر این زمین خاکی ..
زمین بزرگتر که می شود ٬ قد که می کشد ٬ هرزه تر می شود . بی حیا نجابتش را به خاک باخته است و جان می گیرد از تن بی جان آدمیان . . .
من را نه با زمین و نه با باران کاری ست ...
آمدم بگویمت : این جا ٬ دقیقا جایی نزدیک بودنت ٬ خدایی هست که تو را می شنود ٬ پس بخواه تا اجابت کند ...
فقط قدری زمان .. آمدم بگویمت خوب بخواه .. خیلی خوب .. اجابت که شدیم می بینمت !
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبل