رها
میگهـــــــــ دلتنگ نبـــــاش! هــــه ! انگـــــار بهـ برف بگی سرد نبـــــاش!..
رها
نباشی ، میشی بی معرفت ... باشـی ، میشی آویــــــــزون ...
رها
بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُقوط…. وقـتی می دانـد درخت… عِشــقِ بَـرگ تازه ای را در دِل دارد…..!
رها
درد دارد وقتی همه چیز را میدانی و فکر میکنند نمیدانی و غصه میخوری که میدانی و میخندند که نمیدانی...!
رها
اي گذرا مسافر..بيا / بمان / بخوان / بينديش و برو..گر خواستي قلمي بر دفتر ذهنم بگذار..فراموش نميشوي..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبل