#مثل-یک-عاشق فیلم جدید #عباس-کیارستمی ست وهمچون دیگر آثار این هنرمند، اثری عمیق و زیباست که مخاطب را مجبور میسازد از سرعت و آسفالت و آهن فاصله گیرد و به غور و غوص در خصایل #انسانی بپردازد. کیارستمی به ظرافت و پیچیدگی انسان علاقه دارد و از پیچیدگی شهرنشینی و ماشینزدگی منزجر است؛ به همین دلیل است که در اغلب فیلمهایش دوربین را به خارج از شهر میبرد و بر روحیات انسانی، بکارت طبیعت و زیباییِ خاک و آب، تمرکز میکند.مثل یک عاشق از نظر #مضمون ، به شاهکار پیشین کیارستمی ( #کپی-برابر-اصل ) نزدیک است. در کپی برابر اصل زن و مرد میانسالی از فرط تنهایی به مرور به زن و شوهر یکدیگر مبدل میگردند و در مثل یک عاشق پیرمرد فرهیختهی مطرود به مرور به پدربزرگ دخترک تنهای تنفروش تبدیل میشود.در مثل یک عاشق دخترک از شرم شهرنشینی از مادربزرگ سادهدل و روستاییاش چهره نهان میکند و در سوی دیگر پیرمرد نیز توسط فرزندان و نوادگانش، مطرود میگردد. #تنهایی و واماندگی در عصرِ سرب و آسفالت، انسانهایی از #دو نسل را به تقلب در رابطه مجبور میکند..
در شهری شرمآور و در عصری فرساینده، کیارستمی بی هیچ سرعتی به روابط انسانی نگاه میکند. باید مثل یک عاشق به تماشای مثل یک عاشق نشست، تا بتوان مشاهده کرد که از آسمان تصاویرِ مثل یک عاشق باران رحمت متانت و آرامش بر زمینِ خشک و تشنهی نگاه بیننده فرو میبارد. این باران جانبخش در این شهر شرمآلود و عصر خاکستریرنگ، معجزهی عباس کیارستمیست. کیارستمی کیمیاگریست که باید مورد تکریم و تقدیر قرار گیرد…
من به چه زبون ِ زنده ی دُنیا باید بگم که از این #پیغام مسخره ی Your Best Supportive Friend .. #مُتنفرم و هیچ کسی هم جا نداره توی ِ اون #کادر ؟؟! ، بار ِ هزارمو که رد میکنم ولی بازم هست !!!! اونم نه از ی ِ نفر !! از خیلی ها .. ! ، کسی #نیست و نخواهد بود #نقطه ! ..
#وقتی آدم از همه چیز #نفرت داشته باشه خوشبخته . چون دیگه #ترس از دست دادن چیزی رو نداره و نه #آرزوی به دست آوردن چیزی رو . نه می ترسه نه #غمگین می شه ... فقط #فرار می کنه از همه چیز از همه کس ...!!
خانوم ِ #مُحترمی که امروز با بچّه ـت رو صندلی عقب نشستی ، دَرو تا جايی که ميتونستی مُحکم بستی ، جای ِ #ناخونات رو صندليا مونده و من الان فقط ازت وزن ِ #سه-رقميت يادم مونده و اينکه بچّه ـت تو کشيدن ِ #مو خيلي ماهره ..!! ، ميدونم اينجا رو نميخونی ، دُنبال کرايهای که ندادی هم نيستم...!!فقط ميخوام بگم من يه #تشکّر بهت بدهکارم، چون باعث شدي بعد ِ یه سال و نيم دوباره حس کنم #آدمم ! ..
موقعی که تنها داشتم برمیگشتم زیر ِ #بارون سمت ِ خونه همه در حال ِ فرار کردن بودن که خیس نشـن .. ولی من اینقد یواش راه میرفتم که انگار نه انگار که هوا سرده و تاریک و داره رگبار میزنه ..!! همینه که میگن : " بیشتر ِ آدما عاشق ِبارونن ولی #دل ِ خیس شُدن زیرشُ ندارن .. "
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل