رها
چوپان دروغگو دروغگو نبود او از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد افسوس کسی تنهایی او را نمی فهمید و چوپان را دروغگو می انگاشت در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان دروغگو نیست بلکه چوپان تنهاست !!!!!
رها
به دل کـــــهنه ام چند تکه، امــــــــید وصله می زنم اما دورش نمی اندازم . . . این دل،یادگـــــــار رزوهــــــای خوب وبدِ با " تو " بودن است!!!
رها
لبخندت را، برای داوینچی... و رازهای عاشقانهات را، برای ون گوگ بفرست!... برای من ...تنها... به اندازهی گنجاندن یک نام ...- در قلبت-... جا بگذار !!...
رها
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید کودکانه شاید بی غرور… اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…
رها
راهای دلم تنها جاده های خاکی دنیاست که به مقصد نمیرسد..از خستگی . .
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبل