رها
مهمان ناخوانده ی قلبم… بمان… بمان، که ماندنت را سخت دوست دارم…
رها
نمی دانم دوستت دارم چه واژه عجیبی است که هرکس میگوید عاشق تر میشود. . . . و هرکس میشنود بی تفاوت تر....
رها
روزهایی که وقتی پیِ آغوشت، بی حوصله گی را وجب می کنم...من می مانم و صبوری های بی طاقتِ خودم . . .____"عزیزم"____ این روزها بد جور کش آمده اند به جانم.. حواست هست؟!
رها
بوی مهربانی می آید کجا ایستاده ای؟ . . . . .. در مسیر باد؟!
رها
صبر کردن درناک است و فراموش کردن دردناک تر ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش ..........
رها
برای بدست آوردنت نمی جنگم… ! به تکدی قلبت هم نمی آیم… ! دوستــــــــــــــت دارم،،، فارغ از داشتنت….
رها
دلم میخواهد فریاد بزنم بگویم: من مترسکه خاطرات تو نیستم! درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید من دیوانه نیستم راستی!گفته بودم؟ من دیوانه نیستم
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل