رها
كجاي اين جهان اتفاق افتادهاي ....كه پس لرزهات دلم را زير و رو كرده است ! شبيه خرابي هيچ تاريخي نيست قلبم !
رها
تیشه هم برداری، همینم؛ ....ثبت احوال هم اسمت را عوض کند ....یا قسمت مرا، باز تلخم..... من قاب عکسی هستم که هرچه زور می زند بخندد فقط لب هاش، کش می آیند! " تو هم فرهاد منی هم شیرینم! "
رها
وقتی که رفت آسمان پیراهنش خورشید نداشت .....به گمانم می خاست کوچ را به آفتابگردان ها بیاموزد!شایدم به من...
رها
وقتی اسباب بازی هایمان را از ما گرفتند ناگهان گریه کردیم داریم بزرگ می شویم و بهانه هایمان برای گریه کردن دارد تمام می شود اما قدریکه زمان گذشت زندگی باورمان داد که ماهی ها به اندازه منقار مرغ ماهی خوار بزرگ می شوند حالا بیا آسمان آن قدر پیرست که تا آخر دنیا گریه کنیم
رها
می دونی ؟ به روت نیاوردم...! از همان زمانی که به جای "تو" به "من" گفتی ؛"شما" فهمیدم پای "او" درمیان است...
رها
وقتی افتادی ریشه ات هنوز نفس می کشید و مشتی خاک اره کنارت بود هیچ وقت سرود پرنده ها را اینگونه غمگین ندیده بودم!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 8 دقيقه قبل