رها
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . . تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . . لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . . که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار . . . لمس کن لحظه هایم را . . . تویی که نمیدانی من که هستم٬ لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن . . .
رها
چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت . . . تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . . بـرای کـسـی کـه در دوری مـا . . . شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد!!!!!
رها
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین
رها
هر که
درکَش بیـــــــش ،
دَردَش
بیشتــــَــــــــر . . . . .!
رها
گاهـــــي وحشـــي كه مي شوم خود را هم به رگبار كــــــلام مي بندم ،تــــــو را هم بستم. آرامــــش امروزم را در پهناي بــــــازوان تو يافتم ... اندكي ، بچــــگي ام را ، ســـــخت نگير
رها
من چرک نویس احساسات تو نیستم "دوستت دارم "هایت را جای ديگری تمرین کن...
رها
تقصیر برگ ها نیست آدم ها همينند! ... ... نفس مي دهي له ات مي كنند
رها
اين روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله ات را ولی با این همه گاه گاهی دلم هوای تو را می کند...!
رها
مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود. خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه !
رها
تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش .... دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد شایـــد کــه تنهایی ام ،... از تنهایی دق کنــــد .....
رها
جا برای من گنجشک زیاد است ولی... به درختان خیابانه تو عادت کردم... عادتم داده خیال تو که یادم باشد یاد من هم نکنی باز به یادت باشم...
رها
تنهايــــــــ ي '' را ترجيـــح ميدهــــم به '' تن هايــــــي '' كه روحشــان با ديگـــريست . . .
رها
لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ، نه تو می آیی نه او گرم می ماند ، چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل