دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رها

تمام ِ نوشته ها بی مخاطب است نقطه درباره »
رها
زن - مجرد
امتیاز: 11739

دنبال‌شدگان

(1442 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1082 کاربر)

گروه‌ها

(118 گروه)

بازدید

رها
رها
در وقتی...

میگه : .. ، از بگذر .. ! ، از دوست داشتنش نه ..

رها
رها

@اِبی بن بست. . . قلب های سردشان را در پس نگاهی گرم پنهان می کنند ، دلم می گیرد…متنفرم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
love moosh_1.jpg رها

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . . تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . . لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . . که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار . . . لمس کن لحظه هایم را . . . تویی که نمیدانی من که هستم٬ لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن . . .

رها
Mecha198.jpg رها

چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت . . . تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . . بـرای کـسـی کـه در دوری مـا . . . شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد!!!!!

رها
رها

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین

رها
رها

هر که درکَش بیـــــــش ، دَردَش بیشتــــَــــــــر . . . . .!

رها
رها

گاهـــــي وحشـــي كه مي شوم خود را هم به رگبار كــــــلام مي بندم ،تــــــو را هم بستم. آرامــــش امروزم را در پهناي بــــــازوان تو يافتم ... اندكي ، بچــــگي ام را ، ســـــخت نگير

رها
رها

روزگاری اعتقادی نداشتم به بودن یا نبودن ، مهم برایم چگــــونه بودن بود که تفاوت نبودنـــها را رقـــم می زد... اما امـــروز : حق باشکسپیـــر بود : " بـــــ ودن یا نبـــــ ودن ، مسالــه این است ."

رها
رها

من چرک نویس احساسات تو نیستم "دوستت دارم "هایت را جای ديگری تمرین کن...

رها
رها

تقصیر برگ ها نیست آدم ها همينند! ... ... نفس مي دهي له ات مي كنند

رها
رها

اين روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله ات را ولی با این همه گاه گاهی دلم هوای تو را می کند...!

رها
رها

مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود. خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه !

رها
رها

تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش .... دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد شایـــد کــه تنهایی ام ،... از تنهایی دق کنــــد .....

رها
رها

جا برای من گنجشک زیاد است ولی... به درختان خیابانه تو عادت کردم... عادتم داده خیال تو که یادم باشد یاد من هم نکنی باز به یادت باشم...

رها
رها

تنهايــــــــ ي '' را ترجيـــح ميدهــــم به '' تن هايــــــي '' كه روحشــان با ديگـــريست . . .

رها
رها

لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ، نه تو می آیی نه او گرم می ماند ، چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟