رها
چی شد که آدما اینجوری شدن....بدون قلب!
رها
لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.گلها انار شد داغ داغ.هر اناری هزار دانه داشت.دانه ها عاشق بودند.دانه ها توی انار جا نمیشدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید.لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است.کافی است انار دلت ترک بخورد.
رها
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
رها
چون موج در گریز از از خویشتن پیوسته میکاهم! زانکه بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک آنچه میخواهم نمیبینم وآنچه میبینم نمیخواهم ...
رها
bacheha bian soooot bezanim kasii shak nakone injaiiim
رها
وقتی آرزوهای کوچک در خیالمان بزرګ می شوند!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 1 ساعت و 14 دقيقه قبل