دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Rahil

عاشقم!عاشق ستاره ی صبح،عاشق ابرهای سرگردان،عاشق روزهای بارانی,عاشق هرچه نام توست برآن... درباره »
Rahil
زن - متاهل
امتیاز: 3532

دنبال‌شدگان

(645 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(479 کاربر)

گروه‌ها

(75 گروه)

بازدید

Rahil
Rahil

ازهمه ی دوستایی که امروز تولدم رو با پیامها شون چه با خطاب و چه باخصوصی تبریک گفتن بازم تشکرمیکنم!همتونو دوست دارم دوستای دنبالری...روز خوش

Rahil
Rahil

روزی که تو آمدی شعر نابی بودی آفتاب و بهار با تو آمدند روزی که آمدی طوفان شد و پیکانی آتشین در نقطه ای از جهان فرود آمد … و من با تو باور کردم که می شود هم پای رنگین کمانی در باران قدم زد ! دوستای گلی که مثل من امروز تولدشونه،تولدشون مبارک...

Rahil
Rahil

روزتولد امسالم اصلا مثل سالای پیش نیست!من ازروی بیکاری و تنهایی و بی حوصلگی اومدم نت!امروز اصلا حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم!نمیدونم کسی تاحالا روز تولدش تنها و غمگین بوده؟

Rahil
Rahil

آقا درهمین جاو درهمین پیام از دوست جون عزیزم،طهورابانو،بانوی احساس بابت پاسخ به تمام خطاب های تولدم تشکرمیکنم!انشالله که براش به بهترین شکل جبران کنم...دوست جونم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rahil
Rahil

سلام...

Rahil
Rahil

دستم به پنجره فراموشی نمی رسد، درهای رسیدن به تو هم قفل اند؛ باید در دوریت بمیرم انگار...

Rahil
Rahil

آنقدر کبرای منطقم دیر تصمیم گرفت که کتاب دلم، که جامانده بود زیر باران عشقت، هنوز پس از 5 ماه آفتاب فراموشی خوردن خشک نشده، به گمانم آفتاب نگاهت لازم است...

Rahil
Rahil

خدایا؛ لقمه ای آرامش در دهان روحم بگذار، از این همه سختی؛ دلم درد می کند... خدایا؛ پاهای امیدم را دخیل بسته ام به پنجره کرمت، جرعه ای از نور اجابتت را در پیاله ی تاریک دست های افراشته ام بریز که سخت تشنه بهبود این شرایطم...

Rahil
Rahil

نمی دانم! می آیی یا می روی؟! تشخیص فاصله از پشت قطره های اشک مشکل است!

Rahil
Rahil

آنچه را نمی خواستم شد! آنچه را می خواستم نشد! پس چرا می گویند٬ خواستن توانستن است؟؟؟؟؟

Rahil
Rahil

حالا كه صداقت را به سخره مي گيري ،سكوت را بر هر فريادي ترجيح مي دهم!

Rahil
Rahil

آنقدرها هم که می گویند این قهوه ترک تلخ نیست! وتلخ بودنش ناشی از تصوری است که برای خود ساخته ام،اگر با حسابگری ذهنم بخواهم تلخیها را شرح دهم هیچگاه شیرینی برجای نمی ماند...این روزها که میگذرد آرامم وشاکرم بر هرچه که بخواهی.

Rahil
Rahil

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست !آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست !مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب! در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست !آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد !بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست !بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است!مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست !باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق! و سکوت تو جواب همه مسئله هاست # نظری

Rahil
Rahil

بستن زلف رها سنگدلی می‌خواهد دل شکستن همه‌جا سنگدلی می‌خواهد چون دلت حال مرا دید نپرسید چرا عشق بی‌چون‌و‌چرا سنگدلی می‌خواهد تو هم ای بخت، ملامتگر ما باش، ولی سرزنش کردن ما سنگدلی می‌خواهد کوه بودم همه‌ی عمر و نمی‌دانستم راه بستن به صدا سنگدلی می‌خواهد رود یک عمر مرا گفت بیا تا دریا سنگ ماند به خدا سنگدلی می‌خواهد کربلا آمد و من حرّ گرفتار، بیا دل ندادن به بلا سنگدلی می‌خواهد

Rahil
Rahil

ای زندگی بردار دست از امتحانم چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم دلسنگ یا دلتنگ ! چون کوهی زمینگیر از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست اکنون که میبینند خوارم،در امانم دلبسته افلاکم و پابسته خاک فواره ای بین زمین و آسمانم آن روز اگر خود بال خود را می شکستم اکنون نمی گفتم بمانم یا نمانم؟! قفل قفس باز و قناری ها هراسان دل کندن آسان نیست ! آیا می توانم ؟! نظری