دخترک خسته
امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد میسپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست لک زده است...
دخترک خسته
به تجاوز روزگار آبستن تلخکامی ها شدیم ؛ بس عجیب طولانی شده این بارداری...
دخترک خسته
پریشانم کرده ایی ؛ جنون هم عالمی دارد...
دخترک خسته
به داروی ترک زندگی نیازمندم ؛ کسی سراغ داره آیا!؟
دخترک خسته
وای که امشب چه شب سنکینیه ؛ آخ که قلبم داره منفجر میشه ؛ دردم و به کی بگم خدا...
دخترک خسته
دلم آغوشت را میخواهد خدا ؛ آدم هایت نامهربانند ؛ بیا و این اشک ها را تحویل بگیر...
دخترک خسته
فتاده ام از پا ؛ بگو که از جانم ؛ دگر چه خواهی...