دخترک خسته
تلاش بیهوده میکنی دختر ؛ هنوز خودش را با تو سرگرم میکند ؛ با دیگران خوش است...
دخترک خسته
بال هایت را باز کن؛ میخواهم باز زیر پرهایت آرام بگیرم ؛ مادر...
دخترک خسته
بهانه میگیرد دلم مثل کودکی پدر مرده! نمیدانم چه بگویم که آرام بگیرد ....
دخترک خسته
نگرانم همچون گنجشکی که راه خانه را گم کرده...
دخترک خسته
دلتنگم ؛ همانند طفلی دور از مادر...
دخترک خسته
یک ساعت بچه خواهرم روپامه که بخوابه از تکون تکونای من خودم خوابم گرفته اون زل زل داره من ونگاه میکنه...
دخترک خسته
چرا سهم من از روزگار اینه؟