دخترک خسته
دلم یک قهرمان میخواهد شکست ناپذیر...
دخترک خسته
میروم خسته و افسرده و زار...
دخترک خسته
چه کردی با من ای دوست ؛ شکستی قلبم و درمان نکردی!؟
دخترک خسته
آه از این دل آه از این جام امید ؛ عاقبت بشکست و کس رازش نخواند ؛ چنگ شد در دست هر بیگانه ایی ؛ ای دریغا کس به آوازش نخواند...
دخترک خسته
احساس کودکی را دارم که در بازار مادرش را گم کرده...
دخترک خسته
امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد میسپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست لک زده است...
دخترک خسته
به تجاوز روزگار آبستن تلخکامی ها شدیم ؛ بس عجیب طولانی شده این بارداری...
دخترک خسته
پریشانم کرده ایی ؛ جنون هم عالمی دارد...
دخترک خسته
به داروی ترک زندگی نیازمندم ؛ کسی سراغ داره آیا!؟