rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
همــه ی مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
rezaey......یا حسین
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند
rezaey......یا حسین
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ… بی انصاف چانه نزن ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ … به قیمت عمرم تمام شده
rezaey......یا حسین
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد / بغضی نفس و گلوی او را آزرد / می خواست که عشق را نمایان نکند / اشک آمد و باز آبرویش را برد
rezaey......یا حسین
تو مپندار که من غیر تو دلبر گیرم / ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم / بعد صد سال اگر برسر قبرم گذری / کفنم چاک دهم زندگی از سر گیرم
rezaey......یا حسین
امروز برای من شرابی ای عشق / هرچند که از پایه خرابی ای عشق / یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی / یک عمر برای دل عذابی ای عشق
rezaey......یا حسین
سیگار بکش، مست کن، بغض کن، گریه کن، دق کن ، ولی با ادم بی ارزش درد دل نکن.......
rezaey......یا حسین
آرامـــش یعنــــی : هـر وقت قهـــر کــــردی مطمئــــن بـــاشـی کـــه تـــا آشتـــی کنـــی هیـــچ کسی جـــات رو نمی گیــــــره
rezaey......یا حسین
بلاخــره حرفهــــایـی کــه میخـواستـــم را از زبــانـــت شنیـــدم تنهـــا فــرقــش ایـن بـــود مخــاطبـــــت دیگـــــر مــــن نبــــــــودم . . .!.............
rezaey......یا حسین
کوچک که بودم، کشتی هایم که غرق می شد، سریع برگی از دفتر مشقم می کندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم. حالا ولی، روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها، در حسرت آنم، که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم؟!!
rezaey......یا حسین
آدم دوس داره گاهی غرق شه.. غرق شدن همیشه تو آب نیست.. تو غصه نیست.. تو خیال نیست.. آدم دوست داره گاهی تو یه آغوش غرق شه...
rezaey......یا حسین
به سلامتی اونایی که موندن زیر آواری که یه روزی فکر میکردن محکم ترین تکیه گاهشون میشه ! (سلام دوستان)