rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
آسمان بارانيست... همگي ميگذرند... چتردارن به دست... تانباردباران"برسروصورتشان... اما........... من تنهاو رها زيراين سقف سياه مينشينم بي تو... به تو....مي انديشم..
rezaey......یا حسین
آدما رسمشونه پابند دلدار نمیشن / خوب گرفتار میکنن اما اگرفتار نمیشن / آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن / دلو بیمار میکنند اما پرستار نمیشن
rezaey......یا حسین
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم/ از زشتى کردار دگر خسته شدیم/ محتاج دو پیمانه مى معرفتیم
rezaey......یا حسین
کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد .
rezaey......یا حسین
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند. نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
rezaey......یا حسین
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .
rezaey......یا حسین
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس / ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . . .
rezaey......یا حسین
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم با من ازدواج میکنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟ تو چقدر ساده ای! خوش خیال کاغذی توی ازدواج ما تو مچاله میشوی چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی پس برو و بی خیال باش... عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش!
rezaey......یا حسین
شما یادتون نمی یاد یه زمانی بود که دنبالر و فتوشاپ و این چیزا نبود دخترا با شله زرد و آش نذری دلبری میکردن
rezaey......یا حسین
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺻﺪﺍﯾﺖ ' ﮐﺪﺋﯿﻦ ' ﺗﺰﺭﯾﻖ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﻣﯿﺪﻫﯽ
rezaey......یا حسین
سلام ، دوستای خوب من ، صبحتون بخیر
rezaey......یا حسین
دلت را به هر کسی نسپار ! این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند .