rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
دقــــــــــت کرده اید.... هیچ کس به سکـــــــوت آدم نمیرسد...! همه منتظرند به فـــــــــــریاد ادم برسند....!
rezaey......یا حسین
چه کسی میگوید که گرانی شده است؟ دوره ی ارزانی است! چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان ! و دروغ از همه چیز ارزان تر آبروقیمت یک تکه ی نان وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
rezaey......یا حسین
گفتی غزل بگو!چه بگویم؟مجال کو؟ شیرین من،برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل ولـــــــی گیرم هوای پر زدنم هســــــــت،بال کو؟
rezaey......یا حسین
غلط کرده باران ،حالا که مرا به تو بد عادت کرده بی تو می بارد، روز و شب بی خستگی ،وقتی خودت نیستی، باران هست ، این رسمش نبود
rezaey......یا حسین
کلاغ پر ....؟؟ نه. . . کلاغ را بگذلریم برای آخر ... نگاهت پر ...... خاطراتت هم پر .. .صدایت پر : کلاغ پر ..!؟؟ نه ، کلاغ را بگزاریم برای آخر ... جوانیم پر ... خاطراتم پر.. . من هم پر.. . حالا تو مانده ای و کلاغ ، که هیچ وقت به خانه اش نرسید
rezaey......یا حسین
آینه بغل ماشین هم نشدیم که بعضیا از اونی که فکر میکنیم بهمون نزدیکتر باشن
rezaey......یا حسین
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : ” او یقینا پی معشوق خودش می آید “ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “ عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز .
rezaey......یا حسین
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!
rezaey......یا حسین
بزرگترین اشتباه ما این است که : گاهی آدمها رو ؛ بسیار طولانی تر از چیزی که لیاقتش را دارند ، در زندگیمان نگاه میداریم …
rezaey......یا حسین
تا تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود