rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
راستی ثانیه ها نامردند؛.... گفته بودند که بر می گردند؛..... برنگشتند و پس از رفتنشان؛... بی جهت عقربه ها می گردند ...
rezaey......یا حسین
گاهی پای کسی "میمانی" .... که نه "دیدی" اش .... نه "میشناسی" اش ....... فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای.... پشتهاله ای از نوشته های "مجازی" روی پیج مجازی اش ... که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی .... "لایک"