زنبورها را مجبور کرده ایم از گلهای سمی عسل بیاورند و گنجشکی که سالها بر سیم برق نشسته از شاخه های درخت می ترسد با من بگو چگونه بخندم ؟ هنگامی که دور لبهایم را مین گذاری کرده اند ما کاشفان کوچه های بن بستیم حرفهای خسته ای داریم این بار پیامبری بفرست که تنها گوش کند
@rezaey......یا حسین مـــــن چقـدر دلتنگم و چقـدر تشنه لبخند کسی که بــــــاران را میشناسد دریــــــا رامیفهمد و میداند سنگ سنگ است و نباید پـــــرتاب کرد…..
می آیی . . . می روی . . . و فقط یک سلام . . . و گاهی یک خداحافظی . . . نه . . . این انصاف نیست . . . من و یک دنیا عشق . . . تو و یک دنیا بی تفاوتی . . . !