rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
کنج اتاق ..... همبستر دیوارم ..... کاش کسی مچم را بگیرد ..... عادت بدی ست تنهایی .....
rezaey......یا حسین
یه روز میرسه که برگ برندت دل میشه ........ ولی تو دیگه حاکم نیستی ......
rezaey......یا حسین
عشق های امروزی...... بی نام ...... قابل انتقال به غیر ...... معاف از احساسات...........
rezaey......یا حسین
قانون فیزیک ....... بعدها اثبات میکند ....... در روز های بارانی ، جای خالی آدمها بزرگتر میشود....
rezaey......یا حسین
دل ..... این کلمه بی نقطه ..... گاهی تنگ میشود ..... در حد یک نقطه.....