rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
دوستت خواهم داشت .....در ســـــــکوت ..... که مبادا در صـــــــدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد .....
rezaey......یا حسین
بعضی اشکها هستند... ، بیدلیل ، بیبهانه ، یک دفعهای ، نصفه شبی ، عجیـــــــــــــــــــــــــب ، ... آدم را آرام میکنند ، می گویند این اشکهای بی بهانه سندشان به نام " خـــــداست " ..!!
rezaey......یا حسین
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند......
rezaey......یا حسین
مسافر من !.... آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش .....با من سخني بگو مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ... جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...
rezaey......یا حسین
سالها رفت و هنوز............