دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

rezaey......یا حسین

rezaey......یا حسین
مرد - مجرد
امتیاز: 6017

دنبال‌شدگان

(649 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(606 کاربر)

گروه‌ها

(27 گروه)

بازدید

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
در سلام

ســـــــــــــــــــــــلام

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

برادر من عزیز دلم ،....وقتی وسط خیابون نشستی لاستیک ماشینتو عوض میکنی هراز گاهی اون شلوارتو بکش بالا ...

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

من برم به كارام برسم حواسم بهتون هستاااااااااااااا

ツkhale khatereツ
ツkhale khatereツ

سلام به همگی

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

سلام روزتون بخیر دوستان

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام منم امروز اووووووووووووومددددددددددددددم

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

@rezaey......یا حسین دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد! چه بخشنده خدای عاشقی دارم ! که میخواند مرا با آنکه می داند گنهکارم! دلم گرم است ، می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم.... برایت من خدارا آرزو دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
102.jpg bano °✿ روزهای رویایی °✿

ریا نشه طرحش کار خودم هست.

علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

سلام

puria
puria

دوستان من باید برم. خوش باشید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یارو رفته تو پروفایل دختره نوشته خداییش خیلی بهت حسودی میکنم دختره اومده دیدگاه گذاشت خوو چلا؟ . نوشته عقل نداری ،راحتی

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اس دارم ولی چون میدونم کیه بازش نمیکنم تا اعصابم اروم بمونه این نور چراغش رو مخه الان ....