rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
پروردگارا ، آرامش را همچون دانه های برف ، آرام و بیصدا به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران . . .
rezaey......یا حسین
هـر لـحظـه كه تســـــــلـيـمـم در كارگه تقدير ........آرامتر از آهو ،بي بــــــــاك تر از شيــــــرم ........هر لحظه كه مي كوشم در كار كنم تدبير .........رنـــج از پي رنــــج آيد ،زنجيــر پي زنجيـر
rezaey......یا حسین
مدتهاست چهره ات را عاشقانه در ذهنم نقاشی میكنم .... كارم را خوب بلدم ..... هیـــــــــــــس بین خودمان باشد.... بدجور سر كشیدن چشمانت گیر كرده ام....!
rezaey......یا حسین
غصه خوردم وقتی دیدم دست به سینه ایستاده ای!!! " من " تمام راه را برای آغوشت دویده بودم...
rezaey......یا حسین
مقابل تقدیر خدا ... همچون کودکی باشیم که وقتی او را به هوا می اندازند، میخندد .... چون ایمان دارد که اورا خواهند گرفت....