rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
دور باشی و تپنده... بهتر است از اینکه.... نزدیک باش و زننده.... این مفهوم را که در رگ هایت جاری کنی دیگر تنها نخواهی بود.
rezaey......یا حسین
دود میکنم. . . درست مثل سیگار . . .!!! نه اینها نیکوتین نیست که دود میشود. . . اینها حرفهاییست که باید بزنم اما آتششان میزنم . . .!!! اینها بغضی ست که مانند طناب دار خفه ام میکند . . . !!!
rezaey......یا حسین
همیشه به یادت هستم،.... اما شاهدی ندارم جــــــــــز؛.... کلاغ بام خانه مان .....که او هم حقیقت را به تکه پنیری می فروشد....
rezaey......یا حسین
الهی......نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم......نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی......