مهم نیست فردا چی میشه...(مهم اینه که امروز دوستت دارم ..............مهم نیست فردا کجا میری...(مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم) ................ مهم نیست تا ابد با هم نباشیم...(مهم اینه که تا ابد دوستت دارم) ................. مهم نیست قسمت چیه...(مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم)
من به آئینه حسادت کردم !
به همان یک نگه خسته تو
و به او
که تو را در دل خود خواهد دید
و به بوی گل سرخ
آن هنگام که تو می بوییش
و به زلفان خم اندر خم تو
که سر انگشت تو را
به کمین بنشسته است
و به پیراهن تو
که تو را این همه
در بر دارد
و به این یک نم اشک
که یقین می دانم
گونه ات می بوسد
یا به یک آستینی
که عرق از سر پیشانی تو بردارد
یا قلم
که به دستان تو خواهد رقصید
یا به کاغذ
که ز تو گیرد رنگ
من به نسیمی که ز تو شاد شود
یا به آبی که تو را می نوشد
یا به نوری که روشن شود از پرتو تو
به آفتاب
به زمین
من به هر کوی که گم کرد تورا
من به دل نیز حسادت کردم
که تو را دارد دوست !
من . . .
من
به آئینه حسادت کردم !