rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
وقتی همه اون چیزی که تو خیالت برای خودت ساخته بودی ...... در یه لحظه همش خراب میشه.....
rezaey......یا حسین
امروز من ناليدم از پستي بلندي هاي زندگي .....دوستي ميگفت اگر در زندگیت بالا و پایین ها وجود نداشته باشه ... یعنی تو مرده ای .
rezaey......یا حسین
گاهی.... وجود تو را کنار خودم احساس ميکنم ....اما چقدر دلخوشی خوابها کم است...
rezaey......یا حسین
ساعتها را بگذارید بخوابند...........بیهوده زیستن را نیازی به شمردن ساعت ها نیست......
rezaey......یا حسین
میشنود صدایی به کوچکی صدای تو را ....................... “خدایی”.... که به بزرگی جهان هستی است …