rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
يادمان باشد كه زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست ، زنگ بعد حساب داريم ..!!
rezaey......یا حسین
خودت را چنان بساز تا بتوانی بازیگر خوب و لایق این نمایشی باشی که قلم تقدیر در صحنه این زمین برای فرزند آدمی نوشته است ..
rezaey......یا حسین
حظه ها خمیازه میکشند ..... انگار توان حرکت ندارند ..... عقربه های ساعت را به جلو کشیدم شاید لحظه دیدارمان نزدیک تر شود ... ولی افسوس زمان، نامرد تر از این حرفاست ...
rezaey......یا حسین
به دنبال واژه ها مباش....کلمات فریبمان می دهند وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود، فاتحه کلمات را باید خواند
rezaey......یا حسین
عده ای مثل قرص جوشانند، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سَر می روند اما کافی ست کمی صبر کنی، بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمتر هستن
rezaey......یا حسین
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…