rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
گاهی.... وجود تو را کنار خودم احساس ميکنم ....اما چقدر دلخوشی خوابها کم است...
rezaey......یا حسین
امروز من ناليدم از پستي بلندي هاي زندگي .....دوستي ميگفت اگر در زندگیت بالا و پایین ها وجود نداشته باشه ... یعنی تو مرده ای .
rezaey......یا حسین
دود میکنم. . . درست مثل سیگار . . .!!! نه اینها نیکوتین نیست که دود میشود. . . اینها حرفهاییست که باید بزنم اما آتششان میزنم . . .!!! اینها بغضی ست که مانند طناب دار خفه ام میکند . . . !!!
rezaey......یا حسین
بعـــضـي ها تــوي زنــدگي تو راه مي يـــــابند.... امــــا هــــيــــچ گــاه تو را نمي فــهمــند .... مــــثــــل شمع کوچکي که راهــــت را کــــمــي روشن کرده است ....ولـــي دســـتـــت را ســـوزانـــــده اســـــــت.