رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
من آهنگ غریب روزگارم. غمی بی انتها در دارم. تمام هستی ام یک قلب پاکست. که آن را زیر پایت می گذارم.
رضارنج بران
دل كه رنجید از كسی خرسند كردن مشكل است شیشه بشكسته را پیوند كردن مشكل است
رضارنج بران
هر وقت دل کسی رو شکستی 1 میخ بزن تو دیوار هر وقت که دلشو به دست اوردی اون میخ رو از دیوار در بیار ولی جای اون میخ همیشه رو دیوار میمونه
رضارنج بران
با از دست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی! تو همه چیز منی
رضارنج بران
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود
رضارنج بران
ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که شکسته تش رو نبره
رضارنج بران
چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته
رضارنج بران
درسته که یه روزی فراموش می کنی و یه روز دیگه فراموش می شی ولی اینو بدون فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند
رضارنج بران
خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی
رضارنج بران
سكوتم را به باران هدیه كردم تمام زندگی را گریه كردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاكی رسیدم گریه كردم
رضارنج بران
نازنينـــــــــــــــــــم ! بي تو اينجا نا تمام افتاده ام پخته اي بودم که خام افتاده ام گفته بودي تا که عاقلتر شوم آه ، مي خواهي مگر کافر شوم من سري دارم که مي خواهد کمند حالتي دارم که محتاجم به بند کاشکي در گردنم زنجير بود کاشکي دست تو دامنگيربود عقل ما سرمايه دردسر است من جهان را زير وبالا کرده ام عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام من دگر از هر چه جز دل خسته ام عهد ياري با دل دل بسته ام بر لب تو خنده مجنوني ام خنده تو رنگي از دلخونيم
رضارنج بران
آموختم که .... من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض مادر بزرگ آموختم من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم من صداقت را از یک رنگی ابر های سفید آموختم من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموختم من گذشت زمان را از چشم های منتظر آموختم من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم من ایمین را از کودکان معصوم آموختم و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم