رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
هـــر کس هـــر جـــا که دلش مـــی خواهــــد ، بایستـــــد ! امّـــا مـــــن ... به کســی اجــازه اینکــه به جــای تـــــو در قلب من بنشیند را نخواهـــــم داد ... قلـــــــــــــب مــــــــن،فقــــــــط جـــــای توســــــــت ...
رضارنج بران
ساعت ها استدلال برای دل کندن از تو بی فایده است هنوز عاشقانه دوستت دارم...
رضارنج بران
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
رضارنج بران
در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت / تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت
رضارنج بران
آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست آسمانم هدیه ای از سوی من / تا بدانی قلب من هم یاد توست
رضارنج بران
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
رضارنج بران
به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید. به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید. به باد گفتم عشق چیست؟ وزید. به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید. به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!