رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
کاش زندگی اینقد بی رحم نبود کاش ادما ی کم ادم بودن..... کاش میشد هروقت دوست داشتی می مردی.... کاش............................
رضارنج بران
وای... که چه لذتی داره اونی که با همه وجودت دوسش داری یهویی صدات کنه: عشــــــــــقــــــم ...
رضارنج بران
برای پــــــریدن لازم نیست پرنده باشم. همین که بـــــــخندی بــــــــــال در میاورم.
رضارنج بران
دوست داشتن ساده است باورکردنش سخت.... تو ساده باور کن که مــــن سخت دوستت دارم.
رضارنج بران
همه میگن عشق یعنی دوست داشتن اما مـــن میگم: عشق یعنی عزیزی مثل تـــــــــــو داشتن
رضارنج بران
زندگــــــــــــــــــــــی امواج زندگی رابپذیر:حتی اگرگاهی تورابه عمق دریا ببرند. آن ماهی آسوده که همیشه برسطح آبها میبینی مرده است.
رضارنج بران
به علت نبود چرت و پرت براي ارسال , پيشاپيش سال نو را تبريک ميگوييم ستاد بي کاران ياهو مسنجر
رضارنج بران
می خواستم برایت گل بخرم، دیدم خودت گلی... ... ... گفتم کود بخرم، بخوری قوی بشی
رضارنج بران
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من , من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد , من نه عاشق هستم نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید , من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگیم می فهمد
رضارنج بران
خريد اينترنتي طرف براي اولين بار مي خواست خريد اينترنتي کنه.... . . . . . . . . . الان دو روزه کارت عابر بانکش گير کرده توي سي دي رام !!!
رضارنج بران
فقر روزي يك مرد ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آنجا زندگي مي كنند چقدر فقير هستند. آنها يك روز و يك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند. در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟» پسر پاسخ داد: «عالي بود پدر!» پدر پرسيد: «آيا به زندگي آنها توجه كردي؟» پسر پاسخ داد: «فكر مي كنم!» پدر پرسيد: «چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟» پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت: «فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهار تا. ما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم و آنها ستارگان را دارند. حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها بي انتهاست!» در پايان حرفهاي پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه كرد: «متشكرم پدر كه به من نشان دادي ما واقعا چقدر فقير هستيم
رضارنج بران
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد این دلتنگی همیشه از دوری به معنای فاصله نیست بلکه گاه بخاطر ندیدن تصوریست که قبلا از کسی داشتی و الان دیگر اونو نمیبینی وقتي دهکده اي مي سوزد همه دودش را ميبينند اما وقتي قلبي مي سوزد کسي حتي شعله اش را نمي بيند
رضارنج بران
ای کاش هم ی عشقها مثل عشق نابینا بود نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت :چه طوري؟ تو که نمي بيني ! نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت:چرا؟ نابينا گفت: اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم