رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
رفتم بالاي برج ميخواستم خودمو بندازم پايين يارو ميگه ميخواي خودکشي کني؟ گفتم پَ نه پَ
رضارنج بران
غضنفر میره مکه وقتی برمیگرده ازش می پرسن چه طور بود؟ خوش گذشت؟ میگه :همه چی عالی بود هتل 5ستاره، امکانات توپ، جنسا ارزون و.... یه جای دیگه هم بود که مردم دورش میچرخیدن شلوغ بود من نرفتم
رضارنج بران
حیف نون با زنش می ره سینما کنترل چی با چراغ قوه به طرفشون میاد . حیف نون به زنش میگه برو کنار داره موتور میاد
رضارنج بران
تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده .
رضارنج بران
سلام صبح بخیر دوستان نمازروزه تان قبول
رضارنج بران
از یارو می پرسن: سخت ترین کار چیه؟ میگه: نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه! .
رضارنج بران
زندگی چون گل سرخ است پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!
رضارنج بران
عاشق اینم که همش به ساعتم نگاه کنم قلبمو بی قرار تو لحظه رو چشم به راه کنم برای اینکه برسی فقط خدا خدا کنم
رضارنج بران
به سلامتیه همه کسایی ک بدون خداحافظی رفتن تامن وتوبمونیم
رضارنج بران
باز هم جمعه معجزه ات همین است! که با مهربانی ات٬ دل های سنگ ِ ما را آب کنی!
رضارنج بران
…نفهمیدم آمدنت را حیران بنگرم… …یا رفتنت را مات بگریم…!! ….باد آورده را باد می برد… …قبول… …اما دل مرا که باد نیاورده بود
رضارنج بران
دارم از تو می نویسم ای همه بود و نبودم ای تو آسمان احساس ای تو گرمی وجودم دارم از تو می نویسم ای یه لب، هزارتا خنده ای تو معنی رسیدن واسه ی دل دیوونم من تو رو نفس کشیدم توی آسمون عشقم من برات گریه ها کردم زیر این هلال مهتاب چه دعاها که نکردم واسه دیدن تو تو خواب دارم از تو می نویسم روی برگه های قلبم روزی صد دفعه نوشتم عاشقم، بی تو یه مرگم
رضارنج بران
برای تو می نویسم برای تو می نویسم اینجا دلتنگی باهامه غل و زنجیر یه عادت هنوزم به دست و پامه عادت خوب گذشته که تو رو هر لحظه داشتم گل یاد و خاطره ات رو میون سینه می کاشتم همه جا بوی تو داره حتی این هوای بسته
رضارنج بران
چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من