رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
داستان قبر دراز روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است! شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است! ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!
رضارنج بران
داستان خویشاوند الاغ روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد, شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟ ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم
رضارنج بران
من دلم ميخواهد
خانهاي داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو...؛
هر کسي ميخواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست...
بر درش برگ گلي ميکوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مينويسم اي يار
خانهي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد ديگر
" خانه دوست کجاست ؟ "
(( فريدون مشيري )
رضارنج بران
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت. برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد
رضارنج بران
وصیت نامه ای جالب منسوب به "وحشی بافقی" روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مـــی انـــگور کنیــــد مزد غـسـال مــرا سیــــر شـــرابــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مـــــــزارم مــگــذاریــد بـیــاید واعــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حـــافـــظ جای تلقــیـن به بــالای سرم دف بـــزنیــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیــد اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد روی قــبــرم بنویـسیــد وفـــــادار برفـــت آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
رضارنج بران
تفاوت يه عاشق ميگه : اگه اتفاقي برات بيفته ميميرم! اما..... يه رفيق ميگه: اگه بميرم هم نميذارم برات اتفاقي بيفته...!
رضارنج بران
بهترین درس ها را در زمان سختی آموختم؛ و دانستم صبور بودن یک ایمان است؛ و خویشتن داری یک عبادت؛ فهمیدم ناکامی به معنای تأخیر است، نه شکست؛ و خندیدن یک نیایش است ...
رضارنج بران
پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید ۱.قلبتان را از نفرت پاک کنید ۲.ذهنتان را از نگرانیها دور کنید ۳.ساده زندگی کنید ۴.بیشتر ببخشید ۵.کمتر توقع داشته باشید
رضارنج بران
خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی توهم زهر جدائی را به تلخی میچشیدی اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی
رضارنج بران
جداموندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن ندارد، پس عمری که بی تو می گذرد مرگیست به نام زندگی
رضارنج بران
در ساحل قلبها این جای پای مهربانان است که می ماند وگرنه موج روزگار هر ردپائی را پاک می کند.