( غریب )به احترام نرگس ..
آی از خـدا بـے خـبـر . . بـکـارتـے کـه از روحـَم دریـدے را بـراے تـرمـیـم نـزد کـدام پـزشـک بـبـرَم ؟ ؟
( غریب )به احترام نرگس ..
گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد شاید کودکــانه ..شاید بی غــرور … اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود می فهمــــم نه ضعیفم ..نه کودکم.. بلکه پر از احساســـم …
( غریب )به احترام نرگس ..
خــدایا ! اينهــا از من خسته اند ! منــ از اینهــا ؛ مرا از اینــها بگیــر ...
( غریب )به احترام نرگس ..
“دنیا” ، بازیهایت را سرم در آوردی… گرفتنیها را گرفتی… دادنیها را ”ندادی “… حسرتها را کاشتی… زخمها را زدی … دیگر بس است… چیزی نمانده … بگذار آسوده بخوابم … محتاج یک خواب ؛ بی بیدارم.
( غریب )به احترام نرگس ..
و سُکوت زیباترین آواز، در سمفونیِ تنهایی ست. به هنگامی که نمی بینی آشنایی، که ببیند تو را. که بپُرسد: به کُدامین گُناه، به دیار تنهایان تبعید گشته ای؟