@aziiiii ...... گرگها هميشه زوزه نميكشند.. گاهي هم مي گويند: دوستت دارم... و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ؛؛ ميدرند خاطراتت را و تو ميمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته.....!
@10121356 .... به آخر هرچی که اسمشو میذاری رسیدم..یا من شورشو در آوردم یا اینا..میدونی حتی امکان گذاشتن عکست نیست؛؛نمیدونم جایی که خاک شدی رو هم پنهون میکنن.. نه حوصله ی بحث با اینارو دارم نه میتونم آروم بشم،،بیا خودت به این غریبه ها ؛ بگو ... آره غریبه ها..اسم دوستان قدیمی رو یدک میکشن؛اما غریبه بیشتر بهشون میاد.. نمیدونم میتونی درکم کنی یا نه ؛ اما من تا سر خاکت نیام آروم نمیشم؛؛همین..!! الانم عکستو میذارم چون میدونم خودت مخالفتی با کارم نمیکردی هیچ پشتمم وایمیستادی.. روحت شاد..
ابر.. خانه ی موریان زده ی باران بود و سیل زده ی یک زن.. که آسمانش ؛؛ آفتاب های سرخ را قاتل است..!! برای انتقام از خرابه هایی که ؛ عظمت قصرهاش خراب میشد ؛ روی سر آدم های چوب کبریتی سوخته...
@aloNE** ....... برای حزن و اندوهت و برای شادیت ؛؛ هیچچیز آمدنت را در روزهای آفتابی عقب نمیاندازد ؛؛ و وقتی طوفان زوزه میکشد ؛؛ میتوانی اینجا گریهکنی و درد و دل کنی و در مجاورت زیباییها بخندی ؛؛ و هیچچیز مانع رفتن تو نیست ؛؛ من این جایم ؛؛ تو فقط بیا و برو...!!