@hemetaf ....من گمان میکنم، جایی کلامی جا ماندهاست ؛؛ میان لبخندهامان که اینهمه سایه میافتد میان ، بودن من و نبودن تو، که این همه دستانمان باور نمیکنند ، آفتاب را که گل نمیدهد درخت یاس کنج حیاط که تو فردا میشوی ؛ من امروز و دیروز را میبافم بههم که صداها بیصدا میشوند... نگاهها خیره میمانند که هیچ نمیگذرد هیچ نمیآید ؛ من گمان میکنم ما جا ماندهایم میان کلام!