نفیسه
من خـود ، به تو پـــــــرِ پرواز دادم ،امـا...به هـمه گفتم درب قفـسش باز بود و ...پـــــــــــرید
نفیسه
شجاعت می خواهد وفادار احساسی باشی که می دانی شکست می دهد روزی نفس های دلت را
نفیسه
به کلبه کوچیکم خوش آمدید من و تو سرخ شد آیینه از هرم نگاه من و تو بهتر از عشق کسی نیست پناه من وتو هر عاشقی امروز پسن همه نیست که محبت شده اینگونه گناه من و تو
نفیسه
هـــے فلانے ! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد بــــرو ! فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری .....